موضوع: تحلیل ها، یادداشت های دیگران

تولید و کار در دنیای فن آوری اطلاعات بی شک همانند تولید و کار در سایر قسمتهای جامعه نیازمند حمایت است. اینکه هند و بسیاری دیگر از کشورهای جهان سومی در دنیای کار و کسب فن آوری آطلاعات خیلی خیلی از ما جلو تر هستند و ما در کشور برغم گذشت این همه سال حتی یک قانون درست و حسابی برای منع کپی غیر مجاز محصولات نرم افزاری و یا شفافیت در مسیر اخذ و انجام و نظارت بر فعالیت های نرم افزاری نداریم جای بسی تاسف است.

مطلب زیر یاددشت محمد نهاوندیان است برای سایت الف در تاریه نهم فروردین سال 91 که بی شک برای دنیای کسب و کار فن آوری اطلاعات نیز شاید بدرد بخور باشد:

پیام رهبر معظم انقلاب و نامگذاری سال ۱۳۹۱ به عنوان سال «تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی» در واقع پیام تداوم جهاد اقتصادی را در خود دارد. یعنی آن‌چه که رهبر معظم انقلاب در سال گذشته بیان فرمودند، امسال با عنوان گسترش و حمایت از تولید ملی مورد تأکید مجدد قرار داده‌اند. اگر بخواهیم با این پیام برخوردی جدی و عملی و فراتر از تعارف و تکرار شعار داشته باشیم، باید هم تعریف دقیقی از این عبارت داشته باشیم و هم لوازم توفیق در آن را بشناسیم و شاخص‌های این توفیق را تبیین کنیم تا در پایان سال بتوانیم کارنامه‌ی خود را با این شاخص‌ها بسنجیم و ارزیابی کنیم.

شاید اصلی‌ترین مفهوم پیام فوق‌الذکر این است که «تولیدمحوری» باید شاخص همه‌ی سیاست‌های اقتصادی ما باشد، منتها این نکته‌ نیز مهم است که جهت این حمایت چه باید باشد؟ آیا حمایت از تولید ملی به این معنی است که تولید ملی ما به حدی برسد که بتواند با بهترین تولیدات جهانی رقابت کند؟ پس در این صورت منظور ما حمایت از تولیدات ملی برای رقابتی شدن است و به عبارت دیگر، حمایت از تولید ملی است در مقابل موانع رقابت عادلانه و برابر. یعنی تولیدات کشور باید بتواند به بازار دسترسی داشته باشد و عادلانه و برابر با تولیدات مشابه رقابت کند.

آیا مفهوم این نامگذاری حمایت در مقابل عوارض خارج از اختیار است؟ به این معنی که تولید داخلی می‌تواند روی پای خود بایستد، اما اگر عواملی برای آن مزاحمت و عوارض ایجاد کنند -مثل خشک‌سالی یا محدودیت‌های خارجی- باید از تولید ملی حمایت نمود. گاهی در رقابت رقبا، دیگرانی وارد می‌شوند و حمایت‌های بازارشکنانه‌ای صورت می‌دهند که طبعاً حمایت از تولید ملی در برابر آنها ضروری خواهد بود.

اما جنبه‌ی دیگر این حمایت، در برابر فرسایش‌های بروکراتیک غیر ضروری است. یعنی باید اصلاح روش‌های اداری را در دستور کار قرار داد. اگر بخواهیم از تولید حمایت کنیم، باید از خود تولید بپرسیم که در کجا و کی نیاز به حمایت دارد. بنده به ۱۰ گام لازم برای تقویت بخش تولید اشاره می‌کنم که نیاز به حمایت از تولید ملی در آنها احساس می‌شود:

۱. در فرهنگ عمومی جامعه‌‌ باید تولیدکنندگان را به عنوان پیشتازان عزت و استقلال جامعه معرفی کنیم و تکریم از کسانی را که در این صحنه تلاش می‌کنند، در ارزش‌های جامعه قرار دهیم.

۲. تولیدمحوری باید شاقول سیاست‌گذاری‌های اقتصادی کشور باشد. یعنی باید در سیاست‌های ارزی، در سیاست‌های پولی و مالی، در سیاست‌های تجاری و در سیاست‌های بانکی و مالیاتی برای تولید اولویت قائل باشیم. تجلی ملموس این مطلب این‌گونه خواهد بود که اگر جایی ناچار بودیم بین تولیدگرایی و مصرف‌گرایی انتخاب کنیم، باید تولید را مقدم بداریم. این مطلب مثلاً در اجرای سیاست هدفمندی یارانه‌ها می‌تواند تجلی بسیار ملموسی داشته باشد. در مجموع سیاست‌گذاری‌ها باید به سمتی برویم که توان برنامه‌ریزی مدیران ما افزایش یابد. به این معنی که از تغییرات ناگهانی در سیاست‌ها اجتناب کنیم تا مدیران ما بتوانند برای آینده برنامه‌ریزی کنند.

۳. باید با کاهش مقررات و منطقی کردن مجوزها از سرمایه‌گذاران بخش تولید حمایت کنیم.

۴. دستگاه‌های دولتی باید بدهی‌های خود به تولیدکنندگان و پیمانکاران را بپردازند تا توان مالی آنها افزایش پیدا کند.

۵. بانک‌ها در برخورد با واحدهای تولیدی مهربانانه‌تر عمل کنند. باید فهم درستی از ماهیت مشکلات واحدهای تولیدی داشته باشیم و مناسبات بین بانک‌ها و واحدهای تولیدی را واقع‌بینانه و هدفمند کنیم.

۶. تولیدکننده برای بهبود تولید به فناوری و ماشین‌آلات مناسب نیاز دارد. در شرایطی که برخی محدودیت‌ها از سوی بدخواهان در مناسبات بین‌المللی بر تولیدکننده‌های ما تحمیل شده است، باید از ابتکارات مدیران اقتصادی در رفع و دفع این محدودیت‌ها حمایت کنیم.

۷. در مناسبات و سیاست‌ها و محیط کسب‌و‌کار، باید در مسیر روان‌سازی و چابک‌سازی تولید حرکت کنیم. تقارن نامگذاری سال جدید به عنوان سال «تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی» با ابلاغ قانون جدید بهبود مستمر فضای کسب‌و‌کار را باید به فال نیک گرفت. اجرای کامل و دقیق این قانون باعث ایجاد فضایی پرنشاط و تعاملی بین دولت و بخش خصوصی خواهد شد. اجرای این قانون می‌تواند طلیعه‌ی بسیار خوبی برای موفقیت در اجرای حمایت از تولید ملی نیز باشد.

۸. حمایت از تولید می‌تواند زمانی اتفاق بیفتد که تولیدکننده تولید خود را انجام داده و نیاز به بازاریابی دارد. کمک به تولیدکنندگان برای بازاریابی داخلی می‌تواند از راه نظام تعرفه‌ای یا زمینه‌های مربوط به قیمت‌گذاری صورت بگیرد. به این معنی که ابتکار عمل در اختیار بازار رقابتی باشد تا واحدهای تولیدی بتوانند در شرایط رقابتی امورات مدیریت بازار خود را انجام دهند.

۹. تولیدکننده باید به بازارهای خارجی دسترسی داشته باشد که در این صورت حمایت از تولید با بازاریابی خارجی ممکن می‌شود. لذا جهت‌گیری جهش صادراتی باید تداوم پیدا کند.

۱۰. در شرایط فعلی و در همه‌ی مراحل تولید، ظرفیت‌های خالی بسیاری وجود دارد. یعنی ما برای جهش در تولید ملی هم نیروی جوان آماده به کار داریم و هم سرمایه‌گذاری‌های گسترده داریم. تنها باید اولویت را به رفع موانع پیش روی واحدهای تولیدی موجود بدهیم تا این واحدها بتوانند با حداکثر ظرفیت به تولید بپردازند.




نویسنده : عبداللهی ازگمی-علی
۱۳٩۱/۱/٩ | ٤:٢۸ ‎ب.ظ


موضوع: تحلیل ها

 مرگ استیون پاول جابز پیش از آنچه انتظار می رفت، رخ داد و مدیرعامل اپل که با شدت گرفتن عارضه سرطان لوزالمعده اش، از مسئولیتش کناره گرفته بود، به مراتب پیش از حد تصور، سنگ یادبودش تراشیده شد و او نتوانست پنجاه و هفتمین سال عمرش را سپری کند. اما در طول سه دهه از عمرش، آنچنان در سطح جهان اثرگذار واقع شد که مرگش در سطح مرگ بزرگترین دانشمندان و مخترعان تاریخ مورد توجه مردم جهان قرار گرفت و حجم پیام های تسلیت مشاهیر و سیاسیون نیز حکایت از چنین توجه عمومی به این اتفاق داشت؛ اما چرا نسبت به جابز و تیپ های شخصیتی همچون جابز، چنین توجه وسیعی صورت می پذیرد و در مرکزیت نگاه افکار عمومی جهان قرار می گیرند؟

پاسخ سهل ممتعنی پیش روی این پرسش قرار دارد، چرا که جابز در عین حال که تاثیرگذاری وسیعی در جهان داشت، اختراع اساسی و پایه ای یا کشف علمی بزرگی که منشا رفع برخی مشکلات جهانیان و یا تسکین آلام بشریت شود را انجام نداد و از این حیث نمی توان او را در کنار نیوتن، ادیسون، انیشتین و مخترعان و دانشمندانی در این سطح قرار داد؛ اما از سوی دیگر در چند دهه فعالیتش در حوزه فناوری اطلاعات (IT) در عصر ارتباطات، با درآمیختن تکنولوژی های روز و افزودن مزیت های نسبی به این تکنولوژی ها، صنایعی را خلق کرده که در تسهیل زندگی بشریت، حتی بیش از برخی از بنیادی ترین اختراعات نیز اثرگذار بوده و بی شک از این حیث، کوچک شمردن آنچه جابز و گروه تحت مدیریتش پی گرفت، نیز قابل پذیرش نیست.

در سال های اخیر که علوم فوق العاده به سمت تخصصی شدن پیش رفته و حتی عالیرتبه ترین صاحب نظران رشته های متخلف علمی از شتاب توسعه علوم و فناوری ها و به تبع این توسعه، تخصصی شدنش که محصول ارتباط پیوسته دانشمندان این کره خاکی و تبادل سریع دستاوردها و هم افزایی است، متحیرند، ارائه کشف های بزرگ و بنیادین که زندگی بشریت را دگرگون سازد همچون اختراع چرخ یا ماشین بخار(!) به خصوص توسط یک دانشمند یا مخترع ناممکن جلوه کند و به همین در سال های اخیر عمده جوایز نوبل یا جوایز علمی دیگر به دانشمندانی اهدا شده که عمدتاً نظریه های علمی تخصصی را در راستای نمایان ساختن زوایای تاریک علوم، ارائه داده اند و به همین دلیل تیپ شخصیتی دانشمندان اولیه به ویژه دانشمندان عصر صنعتی قابل مشاهده نیست.

در این فضا رویکرد مردم جهان پیرامون دانشمندان در عصر ارتباطات، طبیعتاً به سمت چهره های خلاق و صنعتگران بزرگی است که با تلفیق آخرین دستاوردهای تکنولوژی ارتباطات، زندگی را تسهیل می کنند و این عصر با خود دانشمندانش را نیز آورده است؛ ویژگی مشترک این چهره ها با دانشمندان اعصار پیشین، سخت کوشی و پشتکاری است که باعث شده در مسیر رسیدن به هدفشان متوقف نشوند، اما چهره های این عصر نسبت به اسلافشان از نوآوری و خلاقیت به مراتب بیشتری برخوردارند و همین مسئله باعث می شود، دانشمندان این عصر برخلاف دانشمندان اعصار گذشته بتوانند پیش از مرگشان با آنچه اختراع کرده اند زندگی خود و بسیاری را متحول سازند و سرعت در تحصیل شهرت و ثروت نیز در این عصر دستیافتنی است.

تلاش او قابل قیاس با دوست و رقیبش، بیل گیتس است؛ مردی که فناوری را به شکل هدفمند در راستای توسعه و ارتقاء سطح کامپیوترهای شخصی (PC) به کار برد و با ارتقاء فناوری ها و چینش مناسب دستاوردهای حوزه فناوری اطلاعات و به طور خاص نرم افزار و سخت افزار، شرکت مادر ماکروسافت و صدها شکرت اقماری را به وجود آورد و البته همان دوران نیز اپل I و اپل II به بازار آمد و این محصول پارکینگ خانه استیو جابز بود؛ مردی که روزی حتی غذایی برای خوردن نداشت و سخت ترین مسیرها را برای رسیدن به جایگاه کنونی اش که آرزوی بسیاری از مردم تلقی می شود، طی کرده است. جابز را اما شاید عمده مردم جهان با تلاشش برای ارائه فناوری های هوشمند از جمله مکینتاش، آی پاد، آی پد و نسل تلفن های هوشمند آی فون بشناسند؛ اتفاقی بزرگ که آنچنان بازارهای فناوری های جهانی را تحت تاثیر قرار داد که شرکت های بزرگ چون سامسونگ اعتبارشان را فدای عدم رعایت قانون کپی رایت کنند و به کپی ناشیانه و حتی جاسوسی صنعتی از اپل دست بزنند!

جابز که با رشد مجموعه ای که از پارکینگش امروز به ساختمانی بزرگ تر از پنتاگون رسیده، خلاقیت به خرج داد و خوشبختانه در جهان امروز خلاقیت حق کپی رایت داشت تا بسیاری از آنچه او پدید آورده تا ابد به نامش تمام شود و تا سالها چنین چهره سختکوشی که از هیچ چیز به همه چیز رسید را فراموش نشود و الگویی برای بسیاری در جهت رسیدن به موفقیت باشد. این واقعیت عصر ارتباطات است که مردمی که تولید و برخورداری از ثروت را و همچنین تسهیل زندگی شان را تا سرحدممکن دوست دارند، الگوهایی را می ستایند که در این مسیر گام برداشته اند و در عین سخت کوشی و خلاقیت، رفتاری انسانی دارند و با یک سیب گاز زده، در پی رویاهایشان چون یک دونده ماراتون می روند و دنیا را به شیوه ای متفاوت فتح می کنند.

در روزهای اخیر گفتار های متعددی از خالق این فناوری ها منتشر شد اما تکان دهنده ترینش بخشی از سخنرانی این مسلمان زاده بودایی در دانشگاه مدیرساز استانفورد بود: «...من هفده سالم بود یک جایی خواندم که اگر هر روز جوری زندگی کنید که انگار آن روز آخرین روز زندگی تان باشد شاید یک روز این نظر به حقیقت تبدیل بشود. این جمله روی من تأثیر گذاشت و از آن موقع به مدت سی و سه سال هر روز وقتی که من توی آینه نگاه می‌کنم از خودم می‌پرسم اگر امروز آخرین روز زندگی من باشد آیا باز هم کارهایی را که امروز باید انجام بدهم، انجام می‌دهم یا نه. هر موقع جواب این سؤال نه باشد من می‌فهمم تو زندگی ام به یک سری تغییرات احتیاج دارم...»؛ سخنی که در کلام معصومین آمده اما دیگران به آن پاینبدند.

 
 



نویسنده : عبداللهی ازگمی-علی
۱۳٩٠/٧/۱٧ | ٩:٢۳ ‎ب.ظ


آمار بازدید
  خوش آمدید

آمار بازدید



تبلیغات