| عنوان | تاریخ |
| حذف دکمه استارت در ویندوز 8 | ۱۳٩٠/۱۱/٢۱ |
| متفاوت بودن مثل استیو جابز | ۱۳٩٠/٩/۱۸ |
| اینترنت در پرواز با هواپیما | ۱۳٩٠/٩/۱ |
| بدترین رمزهای اینترنتی جهان را بشناسید | ۱۳٩٠/۸/٢٩ |
| 12 رمز و راز موفقیت استیو جابز | ۱۳٩٠/۸/٢۸ |
| غذاخوردن پشت میز کامپیوتر، اشتهای شما را افزایش میدهد. | ۱۳٩٠/٧/۳٠ |
| چرا مرگ استیو جابز این همه برای مردم دنیا مهم شد؟ | ۱۳٩٠/٧/۱٧ |
| سه داستان پند آموز از زندگی استیو جابز نابغه دنیای فن آوری اطلاعات | ۱۳٩٠/٧/۱٦ |
| استیو جابز | ۱۳٩٠/٧/۱٥ |
| ویندوز 8 | ۱۳٩٠/٦/٢٥ |
| نگرانی نابودی ویکی پدیا | ۱۳٩٠/٦/۱۱ |
| تکنولوژی فیلترینگ در ایران | ۱۳٩٠/٤/٢۸ |
آخرین نسخه ی آزمایشی ویندوز 8 فاقد یک دکمه ی مهم است: دکمه ی استارت و منو.

به گزارش روزگار نو (rouzegareno.ir)، دکمه ی استارت بخشی مهم از سیستم عامل مایکروسافت است که از 17 سال پیش در ویندوزهای مختلف وجود داشت.
این دکمه تکامل یافته و تبدیل به "لانچ پد" سیستم عامل شده است و به شما اجازه دسترسی به نرم افزارها، فایل ها و عملیات جستجو را می دهد.
مایکروسافت تاکنون تاریخ انتشار این سیستم عامل جدید را اعلام نکرده است. ویندوز 8 به گونه ای ساخته شده است که می تواند از آن به صورت "تاچ اسکرین" همینطور بر روی کامپیوتر های شخصی اسفاده کرد. انتظار می رود که ویندوز جدید مایکروسافت در نیمه ی دوم سال انتشار یابد.

سایت ورج گزارش داد: دکمه ی استارت انقدر هم که به نظر می رسد کاملا از بین نرفته است.البته، این دکمه ممکن است در ویندوز 8 غایب باشد اما وظیفه و کارکرد آن هنوز هم وجود دارد
منابع ما تایید کرده اند که ویندوز 8 چیزی به نام "هات کرنر" طراحی کرده است که هم از طریق "موس" و هم از طریق "تاچ اسکرین" می توان با آن کار کرد.
در حقیقت، در دسکتاپ ویندوز 8، فایل های مختلفی که بزرگنمایی شده اند وجود دارد. این فایل ها راهی همشیگی برای دسترسی به نقاط مختلف کامیوتر را به شما ارائه می دهد.

از این سیستم عامل می توان در کامپیتورهای شخصی و تبلت ها استفاده کرد .
استیو جابز یکی از بنیانگذاران شرکت اپل و مغز متفکر این شرکت در چهاردهم مهر ماه به دلیل ابتلا به بیماری سرطان درگذشت.
از آن روز به بعد حواشی و اخبار زیادی از وی منتشر شده است. اما یکی از موارد و یا بهتر بگوئیم حواشی که در زمان حیات استیو جابز مورد استقبال وبسایتهای خبری قرار گرفته بود استفاده استیو جابز از یک مرسدس بنز SL55 بدون پلاک قانونی بود.

به تازگی وبسایت آیتی وایر به دلیل اصلی این اقدام استیو جابز پی برده و آن را منتشر کرده است.
مطمئنا هیچ کس به این موضوع فکر نمیکرده است که مردی با این نام بزرگ در ایالات متحده به فکر قانونشکنی باشد! اما خب دلیل اصلی این موضوع چه میتواند باشد؟
در واقع استیو جابز همانطور که در بسیاری از موارد شعار متفاوت باشید را سرلوحه کارهای خود قرار داده بود در این مورد نیز تنها از یک خلا قانونی استفاده کرده بود.
بنا بر اعلام جان کالاس مدیر ارشد امنیتی اپل، استیو جابز با استفاده از یک خلا قانونی در قانون ایالت کالیفرنیا که در آن هر خریدار خودروی نو در این ایالت شش ماه فرصت دارد تا نسبت به دریافت پلاک و نصب آن بر روی خودروی خود اقدام کند،خودروی بدون پلاک سوار میشد.
استیو جابز به اندازه کافی و فراتر از حد انتظار ثروتمند بوده و برای این کار تنها با یک شرکت اجاره خودرو قرارداد بسته بود تا هر شش ماه یک بار یک خودرو مرسدس SL55 نو و جدید را بجای مرسدس قبلی به اجاره خود دربیاورد.
چند سالی است که اینترنت پای خودش را به آسمان ها هم باز کرده و هم اکنون در برخی کشورها و شرکت های هواپیمایی اینترنت به صورت وای-فای به مسافران به صورت پولی یا رایگان در طول پرواز ارایه می شود.

اما تا به حال به این نکته فکر کرده اید که هواپیما در طول پرواز چگونه به اینترنت متصل می شود و دسترسی مسافران به اینترنت چگونه برقرار است؟ به طور کلی دو روش برای اتصال به اینترنت برای هواپیما وجود دارد. یکی از طریق ماهواره است که این روش در حال حاضر مسیر گرانی تلقی می شود و کمتر سراغ آن می روند.
روش دوم تا حد زیادی مانند روشی است که تلفن های همراه از آن استفاده می کنند. و هواپیما به دکل های مخابراتی که روی زمین قرار دارند متصل می شود. در واقع تجهیزات ارسال و دریافت روی همان دکل های مخابراتی برای تلفن همراه نصب می شود. با این تفاوت که این تجهیزات امواج را به سوی آسمان و به سمت هواپیماها ارسال می کنند.
در طول مسیر پرواز، هواپیما ارتباط اش را بین هر کدام از این دکل های مخابراتی جابجا می کند تا همیشه ارتباط اینترنت حفظ نموده و آن را در اختیار مسافران قرار بدهد.
در کشوری مانند آمریکا هم اکنون اینترنت در پروازها به یک امکان معمول تبدیل شده و اتحادیه هوایی این کشور اخیرا اعلام کرده که قصد دارد از سال آینده در تمام خطوط اصلی پروازی، اینترنت وای-فای ارایه نماید و به همین منظور طی چند سال گذشته یک شبکه سراسری گسترده برای ارایه اینترنت در پروازها پیاده سازی شده است. جالب است بدانید که یک شرکت به نام GoGo پیاده سازی و ارایه این اینترنت را به عهده داشته است.
اما تا به حال اینترنت هوایی به مناطقی محدود بوده که دکل های مخابراتی روی زمین در دسترس بوده است و هر جا که پرواز روی دریا و اقیانوس بوده باید با اینترنت خداحافظی می کردید. اما شرکت های هواپیمایی به این فکر افتاده اند که در پروازهای بین المللی هم خدمات اینترنتی شان را ارایه بدهند و برای این کار سراغ ماهواره ها رفته اند.
هر چند استفاده از ماهواره برای اینترنت گران تر است و نیاز به نصب تجهیزات بیشتر و سنگین تری هم روی هواپیما ها دارد. اما به نظر میرسد شرکت های بیشتری تمایل پیدا کرده اند که این کار را انجام بدهند. برای مثال هواپیمایی لوفتهانزای آلمان هم اکنون در برخی خطوط هواپیمایی بین الملی اش اینترنت ماهواره ای به مسافران ارایه می کند و یکی از خطوط هواپیمایی آمریکا نیز تصمیم به پیاده سازی اینترنت ماهواره ای برای پروازهای بین المللی اش کرده است.
اگر کمی به شرکت های هواپیمایی زمان بدهید احتمالا تا چند سال دیگر جایی در آسمان ها باقی نمی ماند که نتوانید از اینترنت استفاده کنید.
خبر درگذشت «استیو جابز»، جادوگر اپل، بدون شک یکی از مهمترین اخباری بود که دوستداران فنآوری اطلاعات نهتنها در ماهی که گذشت بلکه در یکسال اخیر، شنیدند.
آقای اپل در اثر متازتاز سرطان پانکراس دچار ایست تنفسی شد و در 56 سالگی درگذشت. او در طول 35سال فعالیت حرفهای خود، همواره موفق بود و بیشک برای رسیدن به این موفقیت از رموزی استفاده میکرد که شاید کمتر کسی از آن آگاه باشد. شاید به همین دلیل بود که پس از مرگ استیو جابز، تعداد بسیاری پیام تسلیت از مردم دنیا که تحت تاثیر وی و نبوغش قرار گرفته بودند، مخابره و به اطرافیان وی ارسال شد.
امروز دیگر نام اپل در کنار استیو جابز و محصولات شگفتانگیزی با نشانه «i» از قبیل: iPhone، iPod iPad، iTunes، iMac، iBook، iAD، iOS و... شناخته میشود و بسیارند کسانی که با جزئیات یا چگونگی و نحوه زندگی وی آشنایی داشته و مسائل مربوط به آن را دنبال میکنند اما به نظر میرسد صرفنظر از زندگینامه این مبدع و بنیانگذار اپل، آنچه بیشتر باید مورد توجه قرار گیرد، درسهایی است که استیو جابز میتواند به هر فردی بدهد. «گای کاوازاکی» 52ساله که در بخش سرمایهگذاری در «سلیکون ولی» اشتغال دارد و در نخستین سالهای شکلگیری اپل در جهت موفقیت این شرکت کمکهای شایانی کرده، درپی درگذشت استیوجابز روی پروفایل خود در «گوگل پلاس» فهرستی از نکات رازآمیزی را نوشته که میگوید آنها را در طول کار با جابز آموخته است. «کاوازاکی» که کار با استیو جابز را از 1983 آغاز کرد به مدت چهار سال همکاری نزدیکی با رئیس اپل داشت. اکنون وی این فهرست را تدوین کرده است تا هیچ یک از درسهای جابز از بین نروند یا به دست فراموشی سپرده نشوند.
1 -کارشناسان هیچچیز نمیدانند
روزنامهنگاران، تحلیلگران، مشاوران، بانکداران و راهبران نمیدانند چه بکنند، بنابراین تنها به شما مشاوره میدهند. آنها به تو میگویند چه چیزی در محصول تو وجود دارد که خوب عمل نمیکند اما قادر نیستند محصولی بهتر را بسازند. آنها میتوانند به تو بگویند چگونه یک محصول را بفروشی اما خود قادر به فروش آن نیستند. آنها میتوانند به تو توضیح دهند چگونه گروههای کاری بزرگ تشکیلدهی اما خودشان بدترین دفاتر را دارند. برای مثال، کارشناسان به ما میگویند 2نقص مهم «مکینتاش» در اواسط دهه 80 فقدان حمایت برای یک چاپگر چرخشی و نبود لوتوس3،2،1 بود؛ این تنها چیزی است که کارشناسان میتوانند به ما بگویند.
2 - مشتریان نمیدانند چگونه چیزی را که میخواهند به تو بگویند
نقطه تمرکز اپل، نیمکره راست مغز استیو بود که با نیمکره چپ حرف میزد. اگر از مشتریان بپرسی چه چیزی میخواهند، آنها به تو میگویند: «بهترین، سریعترین و ارزانترین». اما این صدای یکنواخت تکراری بویی از یک تغییر انقلابی نبرده است.
مشتریان تنها میتوانند آرزوهای خود را در قالب کلماتی بیان کنند که هنوز درحال استفاده از آنها هستند؛ در دورهای که در آن مکینتاش تولید میشد، همه میگفتند میخواهند رایانهای با بهترین، سریعترین و ارزانترین سیستم عامل MS-DOS داشته باشند. بهترین چیز برای یک شروع، تولید محصولی است که تو میخواهی استفاده کنی؛ این چیزی است که استیو جابز و استیو وزنیاک
انجام دادند.
3 - اهمیت جهش به جلو
تغییرات بزرگ زمانی رخ میدهند که تو جهشی فراتر از قدمهای یکنواخت برداری. بهترین تولیدکنندگان چاپگرهای چرخشی در ابتدا شروع به تعریف ویژگیهای جدیدی کردند که متفاوت بودند. اپل یک جهش رو به جلو برداشت: چاپگرهای لیزری. به آنهایی فکر کنید که یخ جمع میکردند. به شرکتهایی فکر کنید که یخ را تولید میکردند و به آنهایی فکر کنید که یخچالها را میسازند. آیا هنوز هم امروز کسی هست که در طول زمستان یخ جمع کند؟
4 - بیشترین، بزرگترین است و بیشترین چالش، کیفیت کار را بهتر میکند
من همیشه با این ترس کار میکردم که استیو بتواند به من بگوید من عالی نیستم یا کارم هیچ ارزشی ندارد. این ترس، چالش بزرگ من بود اما رقابت با IBM و مایکروسافت یک چالش عظیم بود. تغییر دادن دنیا یک چالش بزرگ بود. من و کارمندان اپل (قبل و بعد از من) کار خود را به بهترین شکل انجام دادهایم چون باید برای انجام این چالشهای بزرگ حداکثر توان خود را صرف میکردیم.
5 -روی طراحی حساب کن
استیو با درخواستهای عجیب خود درباره طراحی، افراد مختلفی را دیوانه میکرد: بعضی از قابهای سیاه به اندازه کافی سیاه نبودند. انسانهای فناپذیر عادی فکر میکنند، رنگ سیاه سیاه است و خاکستری خاکستری اما استیو یک کمالگرا بود و حق داشت؛ بعضی افراد طراحی را در دل دارند، درحالیکه بسیاری دیگر تنها به آن توجه میکنند.
6 - زمانیکه از گرافیکهای بزرگ و حروف درشت استفاده میکنی نمیتوانی اشتباه کنی
نگاهی به اسلایدهای استیو فونت حروف در سایز 70، از نوعی است که یک نمایشگر یا گرافیک بزرگ دارند. حال به رونماییهایی فکر کنید که دیگرانی که در بخش فنآوری مشغول به کار هستند، انجام میدهند. آنها از فونت با سایز هشت استفاده میکنند و عناصر گرافیکی در رونماییهای آنها وجود ندارد. بسیاری از مردم میگویند استیو بزرگترین معرفیکننده برای محصولات جدید بود... اما هیچ شده از خود بپرسید چرا افراد بسیار کمی هستند که از سبک وی تقلید میکنند؟
7 - تغییر ایده نشانهای از هوش است
زمانی که اپل اولین «آی فن» را عرضه کرد، هیچ برنامه جانبی برای آن وجود نداشت.
برنامههای جانبی (app) را استیو به وجود آورد. آنها ایده بدی بودند چون هرگز نمیدانستی با تلفن تو چه کار میتوانند بکنند. در ابتدا تعریف برنامههای جانبی وب در داخل مرورگر «سافاری» تنها امکانی بود که میتوانست تصور شود.
تا اینکه 6ماه بعد، استیو تصمیم گرفت برنامههای جانبی را به عنوان ابزارهای مناسبی به کار برد. اپل در مدت زمان کوتاهی راههای بسیاری را پیمود تا به شعار معروف خود برسد: «برای هر چیزی یک برنامه جانبی وجود دارد» (there’s an app for that).
8 -ارزش با قیمت فرق دارد
بیچاره هستید اگر فکر کنید همهچیز به قیمت وابسته است و باز هم بیچارهتر هستید اگر فکر کنید تنها میتوان روی قیمت با دیگران رقابت کرد. قیمت تمام آن چیزی نیست که شما باید روی آن حساب کنید: آنچه باید روی آن حساب کرد، حداقل به اعتقاد تعداد کمی از مردم، ارزش است. ارزش است که باید در آمادهسازی محصول خود به آن فکر کنید تا بتوانید لذت استفاده از بهترین دستگاه موجود را به مشتری بدهید. میتوانیم بگوییم هیچکس محصولات اپل را به خاطر قیمت پایین آنها نمیخرد.
9 - نمایشهای مدیر اجرایی
استیو جابز قادر بود 2 بار در سال و در دوره رونماییهایش به میلیونها نفر نشان دهد iPadها، iPodها، iPhoneها و Macها چگونه کار میکنند. چرا بسیاری از مدیران اجرایی (CEO)، معاونان یا سایر مدیران ارشد خود را روی صحنه مراسم رونمایی صدا میزنند؟ شاید برای اینکه نشان دهند در پس یک محصول، مجموعهای پرقدرت قرار گرفته است یا شاید به این دلیل که مدیر اجرایی عمق کاری را که شرکتش انجام میدهد نمیداند یا نمیفهمد، بنابراین نمیتواند آن را به خوبی توضیح دهد.
10 - شغل مستقیم مدیر اجرایی
شاید همیشه محصول مطلوب نبود اما همیشه به حدی چشمگیر بود که بتواند در تمام دنیا گسترده شود. در این مورد، استیو همیشه یک هدف داشت: «سلطه روی بازارهای موجود و ایجاد بازارهای جدید در سطح جهانی».
11 - بازاریابی
به مربعی فکر کنید که به چهار مربع کوچکتر تقسیم شده است. محور عمودی نشان میدهد محصول شما چقدر با محصول رقیب تفاوت دارد. محور افقی ارزش محصول شما را نشان میدهد. در سمت راست پایین: ارزش است اما تک نیست و به یک قیمت رقابتی نیاز دارد. در سمت چپ بالا: تک است اما ارزش نیست، بنابراین شما در بازاری که وجود ندارد اولین هستید. در سمت چپ پایین: تک نیست و ارزش نیست، بنابراین شما یک ابله هستید. در سمت راست بالا: تک است و ارزش است و اینجاست که شما میتوانید هم پول به دست آورید و هم تاریخ را بسازید. برای مثال، iPod تک بود و ارزش داشت چراکه تنها روش برای بارگذاری موسیقی قانونی بود و ارزان بنابراین به آسانی از سوی بزرگترین تهیهکنندگان موسیقی حمایت شد.
12 - برای اینکه بعضی چیزها را ببینی نیاز است که آنها را باور کنی
زمانیکه در تلاشی تا جهشی به جلو برداری، به دنبال راهی برای فرار از دست کارشناسان میگردی، در جستوجوی چالشهای بزرگ هستی، وسواس طراحی داری و تمام توجه خود را روی ارزش واحد پروژه معطوف میکنی، باید مردم را متقاعد کنی تا کاری را که مشغول انجام آن هستی باور کنند. مردم برای دیدن مکینتاش آن را باور کردند و به همین دلیل به واقعیت بدل شد. این اتفاق در مورد iPod، iPhone و iPad هم رخ داد. نقطه آغاز برای تغییر دنیا تغییر ایدههاست؛ این بزرگترین درسی بود که از استیو آموختم.
متخصصان دانشگاه بریستول در بررسیهای جدید خود این نکته مهم و در عین حال نامحسوس را تایید کردند که اگر پشت میز کامپیوتر هله هوله خوری کنید، در طول روز مقدار بیشتری کالری دریافت خواهید کرد و بدون کنترل تنقلات مصرف میکنید.
سلامت نیوز:بسیاری از ما عادت کردهایم که هنگام کار با کامپیوتر با یک دست دکمههای صفحه کلید را بزنیم و با دست دیگر ریزه ریزه خوراکی و تنقلات برداریم و بخوریم، اما اگر شما هم بار دیگر در این وضعیت قرار گرفتید این هشدار متخصصان تغذیه را به یاد بیاورید که این شیوه خوردن، میتواند اشتهای شما را افزایش داده و باعث شود که بیشتر بخورید.

به گزارش ایسنا، متخصصان دانشگاه بریستول در بررسیهای جدید خود این نکته مهم و در عین حال نامحسوس را تایید کردند که اگر پشت میز کامپیوتر هله هوله خوری کنید، در طول روز مقدار بیشتری کالری دریافت خواهید کرد و بدون کنترل تنقلات مصرف میکنید.
به گزارش روزنامه ساندی تایمز، این متخصصان بررسی کردند که به چه روشهایی حافظه و توجه تحت تاثیر اشتها قرار میگیرد. آنها هم چنین متوجه شدند کسانی که به این شیوه تغذیه میکنند اغلب فراموش میکنند که در پایان چقدر خوراکی و غذا خوردهاند و حتی گاهی به سختی به یاد میآورند که غذا چه چیزی خوردهاند.
این کارشناسان تاکید کردند: آشفتگی در وعده غذایی سبب پرخوری میشود که قطعا تاثیر چشمگیری روی افزایش چاقی دارد.
مرگ استیون پاول جابز پیش از آنچه انتظار می رفت، رخ داد و مدیرعامل اپل که با شدت گرفتن عارضه سرطان لوزالمعده اش، از مسئولیتش کناره گرفته بود، به مراتب پیش از حد تصور، سنگ یادبودش تراشیده شد و او نتوانست پنجاه و هفتمین سال عمرش را سپری کند. اما در طول سه دهه از عمرش، آنچنان در سطح جهان اثرگذار واقع شد که مرگش در سطح مرگ بزرگترین دانشمندان و مخترعان تاریخ مورد توجه مردم جهان قرار گرفت و حجم پیام های تسلیت مشاهیر و سیاسیون نیز حکایت از چنین توجه عمومی به این اتفاق داشت؛ اما چرا نسبت به جابز و تیپ های شخصیتی همچون جابز، چنین توجه وسیعی صورت می پذیرد و در مرکزیت نگاه افکار عمومی جهان قرار می گیرند؟
پاسخ سهل ممتعنی پیش روی این پرسش قرار دارد، چرا که جابز در عین حال که تاثیرگذاری وسیعی در جهان داشت، اختراع اساسی و پایه ای یا کشف علمی بزرگی که منشا رفع برخی مشکلات جهانیان و یا تسکین آلام بشریت شود را انجام نداد و از این حیث نمی توان او را در کنار نیوتن، ادیسون، انیشتین و مخترعان و دانشمندانی در این سطح قرار داد؛ اما از سوی دیگر در چند دهه فعالیتش در حوزه فناوری اطلاعات (IT) در عصر ارتباطات، با درآمیختن تکنولوژی های روز و افزودن مزیت های نسبی به این تکنولوژی ها، صنایعی را خلق کرده که در تسهیل زندگی بشریت، حتی بیش از برخی از بنیادی ترین اختراعات نیز اثرگذار بوده و بی شک از این حیث، کوچک شمردن آنچه جابز و گروه تحت مدیریتش پی گرفت، نیز قابل پذیرش نیست.
در سال های اخیر که علوم فوق العاده به سمت تخصصی شدن پیش رفته و حتی عالیرتبه ترین صاحب نظران رشته های متخلف علمی از شتاب توسعه علوم و فناوری ها و به تبع این توسعه، تخصصی شدنش که محصول ارتباط پیوسته دانشمندان این کره خاکی و تبادل سریع دستاوردها و هم افزایی است، متحیرند، ارائه کشف های بزرگ و بنیادین که زندگی بشریت را دگرگون سازد همچون اختراع چرخ یا ماشین بخار(!) به خصوص توسط یک دانشمند یا مخترع ناممکن جلوه کند و به همین در سال های اخیر عمده جوایز نوبل یا جوایز علمی دیگر به دانشمندانی اهدا شده که عمدتاً نظریه های علمی تخصصی را در راستای نمایان ساختن زوایای تاریک علوم، ارائه داده اند و به همین دلیل تیپ شخصیتی دانشمندان اولیه به ویژه دانشمندان عصر صنعتی قابل مشاهده نیست.
در این فضا رویکرد مردم جهان پیرامون دانشمندان در عصر ارتباطات، طبیعتاً به سمت چهره های خلاق و صنعتگران بزرگی است که با تلفیق آخرین دستاوردهای تکنولوژی ارتباطات، زندگی را تسهیل می کنند و این عصر با خود دانشمندانش را نیز آورده است؛ ویژگی مشترک این چهره ها با دانشمندان اعصار پیشین، سخت کوشی و پشتکاری است که باعث شده در مسیر رسیدن به هدفشان متوقف نشوند، اما چهره های این عصر نسبت به اسلافشان از نوآوری و خلاقیت به مراتب بیشتری برخوردارند و همین مسئله باعث می شود، دانشمندان این عصر برخلاف دانشمندان اعصار گذشته بتوانند پیش از مرگشان با آنچه اختراع کرده اند زندگی خود و بسیاری را متحول سازند و سرعت در تحصیل شهرت و ثروت نیز در این عصر دستیافتنی است.
تلاش او قابل قیاس با دوست و رقیبش، بیل گیتس است؛ مردی که فناوری را به شکل هدفمند در راستای توسعه و ارتقاء سطح کامپیوترهای شخصی (PC) به کار برد و با ارتقاء فناوری ها و چینش مناسب دستاوردهای حوزه فناوری اطلاعات و به طور خاص نرم افزار و سخت افزار، شرکت مادر ماکروسافت و صدها شکرت اقماری را به وجود آورد و البته همان دوران نیز اپل I و اپل II به بازار آمد و این محصول پارکینگ خانه استیو جابز بود؛ مردی که روزی حتی غذایی برای خوردن نداشت و سخت ترین مسیرها را برای رسیدن به جایگاه کنونی اش که آرزوی بسیاری از مردم تلقی می شود، طی کرده است. جابز را اما شاید عمده مردم جهان با تلاشش برای ارائه فناوری های هوشمند از جمله مکینتاش، آی پاد، آی پد و نسل تلفن های هوشمند آی فون بشناسند؛ اتفاقی بزرگ که آنچنان بازارهای فناوری های جهانی را تحت تاثیر قرار داد که شرکت های بزرگ چون سامسونگ اعتبارشان را فدای عدم رعایت قانون کپی رایت کنند و به کپی ناشیانه و حتی جاسوسی صنعتی از اپل دست بزنند!
جابز که با رشد مجموعه ای که از پارکینگش امروز به ساختمانی بزرگ تر از پنتاگون رسیده، خلاقیت به خرج داد و خوشبختانه در جهان امروز خلاقیت حق کپی رایت داشت تا بسیاری از آنچه او پدید آورده تا ابد به نامش تمام شود و تا سالها چنین چهره سختکوشی که از هیچ چیز به همه چیز رسید را فراموش نشود و الگویی برای بسیاری در جهت رسیدن به موفقیت باشد. این واقعیت عصر ارتباطات است که مردمی که تولید و برخورداری از ثروت را و همچنین تسهیل زندگی شان را تا سرحدممکن دوست دارند، الگوهایی را می ستایند که در این مسیر گام برداشته اند و در عین سخت کوشی و خلاقیت، رفتاری انسانی دارند و با یک سیب گاز زده، در پی رویاهایشان چون یک دونده ماراتون می روند و دنیا را به شیوه ای متفاوت فتح می کنند.
در روزهای اخیر گفتار های متعددی از خالق این فناوری ها منتشر شد اما تکان دهنده ترینش بخشی از سخنرانی این مسلمان زاده بودایی در دانشگاه مدیرساز استانفورد بود: «...من هفده سالم بود یک جایی خواندم که اگر هر روز جوری زندگی کنید که انگار آن روز آخرین روز زندگی تان باشد شاید یک روز این نظر به حقیقت تبدیل بشود. این جمله روی من تأثیر گذاشت و از آن موقع به مدت سی و سه سال هر روز وقتی که من توی آینه نگاه میکنم از خودم میپرسم اگر امروز آخرین روز زندگی من باشد آیا باز هم کارهایی را که امروز باید انجام بدهم، انجام میدهم یا نه. هر موقع جواب این سؤال نه باشد من میفهمم تو زندگی ام به یک سری تغییرات احتیاج دارم...»؛ سخنی که در کلام معصومین آمده اما دیگران به آن پاینبدند.
داستانهای زیر از سخنرانی استیوجابز موسس اپل در مراسم فارغ التحصیلی دانشجویان دانشگاه
استنفورد است.
این روزها چیزهای زیادی درباره این نابغه دنیای کامپیوتر گفته و نوشته میشود اما به نظرم مطالعه زندگی و افکار این آدم های بزرگ و اسطوره که پر بوده است از خلاقیت و ابتکار و پشتکار برای همه جوان ها مغتنم است.
و اما حاشیه و متن این داستان ها:

امروز خیلی خوشحالم که در مراسم فارغالتحصیلی شما که در یکی از بهترین دانشگاههای دنیا درس میخوانید هستم. من هیچ وقت از دانشگاه فارغالتحصیل نشدهام. امروز میخواهم داستان زندگی ام را برایتان بگویم. خیلی طولانی نیست و سه تا داستان است.
اولین داستان مربوط به ارتباط اتفاقات به ظاهر بی ربط زندگی است:
من بعد از شش ماه از شروع دانشگاه در کالج رید ترک تحصیل کردم ولی تا حدود یک سال و نیم بعد از ترک تحصیل تو دانشگاه میآمدم و میرفتم و خب حالا میخواهم برای شما بگویم که من چرا ترک تحصیل کردم. زندگی و مبارزهی من قبل از تولدم شروع شد. مادر بیولوژیکی من یک دانشجوی مجرد بود که تصمیم گرفته بود مرا در لیست پرورشگاه قرار بدهد که یک خانواده مرا به سرپرستی قبول کند. او شدیداً اعتقاد داشت که مرا یک خانواده با تحصیلات دانشگاهی باید به فرزندی قبول کند و همه چیز را برای این کار آماده کرده بود.
یک وکیل و زنش قبول کرده بودند که مرا بعد از تولدم ازمادرم تحویل بگیرند و همه چیز آماده بود تا اینکه بعد از تولد من این خانواده گفتند که پسر نمی خواهند و دوست دارند که دختر داشته باشند. این جوری شد که پدر و مادر فعلی من نصف شب یک تلفن دریافت کردند که آیا حاضرند مرا به فرزندی قبول کنند یا نه و آنان گفتند که حتماً. مادر بیولوژیکی من بعداً فهمید که مادر من هیچ وقت از دانشگاه فارغالتحصیل نشده و پدر من هیچ وقت دبیرستان را تمام نکرده است. مادر اصلی من حاضر نشد که مدارک مربوط به فرزند خواندگی مرا امضا کند تا اینکه آنها قول دادند که مرا وقتی که بزرگ شدم حتماً به دانشگاه بفرستند.
این جوری شد که هفده سال بعدش من وارد کالج شدم و به خاطر این که در آن موقع اطلاعاتم کم بود دانشگاهی را انتخاب کردم که شهریهی آن تقریباً معادل دانشگاه استنفورد بود و پس انداز عمر پدر و مادرم را به سرعت برای شهریهی دانشگاه خرج میکردم بعد از شش ماه متوجه شدم که دانشگاه فایدهی چندانی برایم ندارد. هیچ ایدهای که میخواهم با زندگی چه کار کنم و دانشگاه چه جوری میخواهد به من کمک کند نداشتم و به جای این که پس انداز عمر پدر و مادرم را خرج کنم ترک تحصیل کردم ولی ایمان داشتم که همه چیز درست میشود.
اولش یک کمی وحشت داشتم ولی الآن که نگاه میکنم میبینم که یکی از بهترین تصمیمهای زندگی من بوده است. لحظهای که من ترک تحصیل کردم به جای این که کلاسهایی را بروم که به آنها علاقهای نداشتم شروع به کارهایی کردم که واقعاً دوستشان داشتم. زندگی در آن دوره خیلی برای من آسان نبود. من اتاقی نداشتم و کف اتاق یکی از دوستانم میخوابیدم. قوطیهای خالی پپسی را به خاطر پنج سنت پس میدادم که با آنها غذا بخرم.
بعضی وقتها هفت مایل پیاده روی میکردم که یک غذای مجانی توی کلیسا بخورم. غذاهایشان را دوست داشتم. من به خاطر حس کنجکاوی و ابهام درونیام توی راهی افتادم که تبدیل به یک تجربهی گران بها شد. کالج رید آن موقع یکی از بهترین تعلیمهای خطاطی را تو کشور میداد. تمام پوسترهای دانشگاه با خط بسیار زیبا خطاطی میشد و چون از برنامهی عادی من ترک تحصیل کرده بودم، کلاسهای خطاطی را برداشتم.
سبک آنها خیلی جالب، زیبا، هنری و تاریخی بود و من خیلی از آن لذت میبردم. امیدی نداشتم که کلاسهای خطاطی نقشی در زندگی حرفهای آیندهی من داشته باشد ولی ده سال بعد از آن کلاسها موقعی که ما داشتیم اولین کامپیوتر مکینتاش را طراحی میکردیم تمام مهارتهای خطاطی من دوباره تو ذهن من برگشت و من آنها را در طراحی گرافیکی مکینتاش استفاده کردم. مک اولین کامپیوتر با فونتهای کامپیوتری هنری و قشنگ بود.

اگر من آن کلاسهای خطاطی را آن موقع برنداشته بودم مک هیچ وقت فونتهای هنری الآن را نداشت. هم چنین چون که ویندوز طراحی مک را کپی کرد، احتمالاً هیچ کامپیوتری این فونت را نداشت. خب میبینید آدم وقتی آینده را نگاه میکند شاید تأثیر اتفاقات مشخص نباشد ولی وقتی گذشته را نگاه میکند متوجه ارتباط این اتفاقها میشود. این یادتان نرود شما باید به یک چیز ایمان داشته باشید، به شجاعتتان، به سرنوشتتان، زندگی تان یا هر چیز دیگری. این چیزی است که هیچ وقت مرا نا امید نکرده است و خیلی تغییرات در زندگی من ایجاد کرده است.
داستان دوم من در مورد دوست داشتن و شکست است:
من خرسند شدم که چیزهایی را که دوستشان داشتم خیلی زود پیدا کردم. من و همکارم «وز» شرکت اپل را درگاراژ خانهی پدر و مادرم وقتی که من فقط بیست سال داشتم شروع کردیم ما خیلی سخت کار کردیم و در مدت ده سال اپل تبدیل شد به یک شرکت دو بیلیون دلاری که حدود چهارهزار نفر کارمند داشت.
ما جالب ترین مخلوق خودمان را به بازار عرضه کرده بودیم؛ مکینتاش. یک سال بعد از درآمدن مکینتاش وقتی که من فقط سی ساله بودم هیأت مدیرهی اپل مرا از شرکت اخراج کرد. چه جوری یک نفر میتواند از شرکتی که خودش تأسیس میکند اخراج شود؟ خیلی ساده. شرکت رشد کرده بود و ما یک نفری را که فکر میکردیم توانایی خوبی برای ادارهی شرکت داشته باشد استخدام کرده بودیم. همه چیز خیلی خوب پیش میرفت تا این که بعد از یکی دو سال در مورد استراتژی آیندهی شرکت من با او اختلاف پیدا کردم و هیأت مدیره از او حمایت کرد و من رسماً اخراج شدم.
احساس میکردم که کل دستاورد زندگی ام را از دست دادهام. حدود چند ماهی نمی دانستم که چه کار باید بکنم. من رسماً شکست خورده بودم و دیگر جایم در سیلیکان ولی نبود ولی یک احساسی در وجودم شروع به رشد کرد. احساسی که من خیلی دوستش داشتم و اتفاقات اپل خیلی تغییرش نداده بودند. احساس شروع کردن از نو.

شاید من آن موقع متوجه نشدم اخراج از اپل یکی از بهترین اتفاقات زندگی من بود. سنگینی موفقیت با سبکی یک شروع تازه جایگزین شده بود و من کاملاً آزاد بودم. آن دوره از زندگی من پر از خلاقیت بود. در طول پنج سال بعد یک شرکت به اسم نکست تأسیس کردم و یک شرکت دیگر به اسم پیکسار و با یک زن خارق العاده آشنا شدم که بعداً با او ازدواج کردم.
پیکسار اولین ابزار انیمیشن کامپیوتر دنیا را به اسم توی استوری به وجود آورد که الآن موفقترین استودیوی تولید انیمیشن در دنیا ست. دریک سیر خارق العادهی اتفاقات، شرکت اپل نکست را خرید و این باعث شد من دوباره به اپل برگردم و تکنولوژی ابداع شده در نکست انقلابی در اپل ایجاد کرد. من با زنم لورن زندگی بسیار خوبی را شروع کردیم.
اگر من از اپل اخراج نمی شدم شاید هیچ کدام از این اتفاقات نمی افتاد. این اتفاق مثل داروی تلخی بود که به یک مریض میدهند ولی مریض واقعاً به آن احتیاج دارد. بعضی وقتها زندگی مثل سنگ توی سر شما میکوبد ولی شما ایمانتان را از دست ندهید. من مطمئن هستم تنها چیزی که باعث شد من در زندگی ام همیشه در حرکت باشم این بود که من کاری را انجام میدادم که واقعاً دوستش داشتم.
داستان سوم من در مورد مرگ است:
من هفده سالم بود یک جایی خواندم که اگر هر روز جوری زندگی کنید که انگار آن روز آخرین روز زندگی تان باشد شاید یک روز این نظر به حقیقت تبدیل بشود. این جمله روی من تأثیر گذاشت و از آن موقع به مدت سی و سه سال هر روز وقتی که من توی آینه نگاه میکنم از خودم میپرسم اگر امروز آخرین روز زندگی من باشد آیا باز هم کارهایی را که امروز باید انجام بدهم، انجام میدهم یا نه.
هر موقع جواب این سؤال نه باشد من میفهمم تو زندگی ام به یک سری تغییرات احتیاج دارم. به خاطر دانستن این که بالآخره یک روزی من خواهم مرد برای من به یک ابزار مهم تبدیل شده بود که کمک کرد خیلی از تصمیمهای زندگی ام را بگیرم چون که تمام توقعات بزرگ از زندگی، تمام غرور، تمام شرمندگی از شکست، در مقابل مرگ رنگی ندارند.
حدود یک سال قبل دکترها تشخیص دادند که من سرطان دارم. ساعت هفت و سی دقیقهی صبح بود که مرا معاینه کردند و یک تومور توی لوزالمعدهی من تشخیص دادند. من حتی نمی دانستم که لوزالمعده چی هست و کجای آدم قرار دارد ولی دکترها گفتند این نوع سرطان غیرقابل درمان است و من بیشتر از سه ماه زنده نمی مانم. دکتر به من توصیه کرد به خانه بروم و اوضاع را رو به راه کنم. منظورش این بود که برای مردن آماده باشم و مثلاً چیزهایی که در مورد ده سال بعد قرار بود به بچههایم بگویم در مدت سه ماه به آنها یادآوری بکنم.

این به این معنی بود که برای خداحافظی حاضر باشم. من با آن تشخیص تمام روز دست و پنجه نرم کردم و سر شب روی من آزمایش اپتیک انجام دادند. آنها یک آندوسکوپ را توی حلقم فرو کردند که از معدهام میگذشت و وارد لوزالمعدهام میشد. همسرم گفت که وقتی دکتر نمونه را زیر میکروسکوپ گذاشت بی اختیار شروع به گریه کردن کرد
چون که او گفت که آن یکی از کمیاب ترین نمونههای سرطان لوزالمعده است و قابل درمان است. مرگ یک واقعیت مفید و هوشمند زندگی است. هیچ کس دوست ندارد که بمیرد حتی آنهایی که میخواهند بمیرند و به بهشت وارد شوند. ولی با این وجود مرگ واقعیت مشترک در زندگی همهی ما ست.
شاید مرگ بهترین اختراع زندگی باشد چون مأمور ایجاد تغییر و تحول است. مرگ کهنهها را از میان بر میدارد و راه را برای تازهها باز میکند. یادتان باشد که زمان شما محدود است، پس زمانتان را با زندگی کردن به جای زندگی بقیه هدر ندهید.
هیچ وقت توی دام غم و غصه نیافتید و هیچ وقت نگذارید که هیاهوی بقیه صدای درونی شما را خاموش کند و از همه مهمتر این که شجاعت این را داشته باشید که از احساس قلبی تان و ایمانتان پیروی کنید.
موقعی که من سن شما بودم یک مجلهی خیلی خواندنی به نام کاتالوگ کامل زمین منتشر میشد که یکی از پرطرفدارترین مجلههای نسل ما بود این مجله مال دههی شصت بود که موقعی که هیچ خبری از کامپیوترهای ارزان قیمت نبود تمام این مجله با دستگاه تایپ و قیچی و دوربین پولوراید درست میشد. شاید یک چیزی شبیه گوگل الآن ولی سی و پنج سال قبل از این که گوگل وجود داشته باشد.
در وسط دههی هفتاد آنها آخرین شماره از کاتالوگ کامل زمین را منتشر کردند. آن موقع من سن الآن شما بودم و روی جلد آخرین شمارهی شان یک عکس از صبح زود یک منطقهی روستایی کوهستانی بود. از آن نوعی که شما ممکن است برای پیاده روی کوهستانی خیلی دوست داشته باشید. زیر آن عکس نوشته بود:
stay hungry stay foolish
این پیغام خداحافظی آنها بود وقتی که آخرین شماره را منتشر میکردند
stay hungry stay foolish
این آرزویی هست که من همیشه در مورد خودم داشتم و الآن وقت فارغالتحصیلی شما آرزویی هست که برای شما میکنم
استیو جابز، بنیانگذار اپل در ساعت 3 بامداد امروز پنجشنبه به وقت کشورمان در گذشت.
به گزارش مهر، استیو جابز از ساعاتی قبل به تیتر 1 تمام رسانه های دنیا تبدیل شده است. در حدود ساعت 19:30 عصر دیروز به وقت آمریکا (3 بامداد امروز به وقت ایران) خبر درگذشت جادوگر اپل اعلام شد.
رئیس جمهور آمریکا، بیل گیتس و سایر رقبای تاریخی استیو جابز پس از اعلام خبر درگذشت بنیانگذار اپل پیامهای تسلیت خود را منتشر کردند.
دهمین نسخه اینترنت اکسپلورر هم قابلیت سویچ کردن بین اینترفیس مترو (مانند ویندوز فون 7) و اینترفیس قدیمی ویندوز را به راحتی به کاربر می دهد. پس مطابق میل خود می توانید از هر اینترفیسی که دوست داشتید استفاده کنید. این ها که کافی نیست. هست؟ در ادامه مطلب با ما باشید تا لیستی از مهمترین امکانات ویندوز 8 را مشاهده نمایید.
• تمام اپلیکیشن های ویندوز 7، به راحتی روی ویندوز بعدی اجرا خواهند شد.
• اطلاعات مربوط به آپدیت های امنیتی از این پس در پایین راست «صفحه ورود کاربر» قرار خواهند گرفت.
• تسک منیجر جدید ویندوز اپلیکیشن ها را در زمان اکتیو نبودن، به حالت تعلیق در می آورد. (مصرف رم کمتر)
• قابلیتی Reset and Refresh PC کل سیستم را پاک سازی کرده و آن را به حالت اولیه اش باز می گرداند.
• نرم افزار مجازی سازی HyperV به طور پیشفرض روی ویندوز نصب خواهد بود.
• پشتیبانی از چند مانیتور و قابلیت جدید استفاده از یک پس زمینه برای چند مانیتور. همچنین قابلیت اختصاصی کردن تسک بار برای هر مانیتور!
• پشتیبانی از قابلیت چند لمسی برای اینترنت اکسپلورر 10
• بهبود قابلیت ذره بین برای دسکتاپ
• قابلیت استفاده از کیبرد جدا (تایپ کردن با شست)
• فضای ذخیره سازی آنلاین اسکای درایو، با تمام اپلیکیشن های تحت کلود یکپارچه می شود.
• نرم افزار های ایمیل، تصاویر، تقویم و مخاطبان (People) با حساب کاربری ویندوز لایو عرضه شده و از مترو پشتیبانی می کنند.
• تنظیمات مختلف در سراسر سیستم عامل در دسترس خواهند بود.
• کاربران نسخه پیش نمایش ویندوز هم آپدیت های جدید را دریافت خاهند کرد.
• حتی کامپیوتری با نسل اول پردازنده های اتم و 1 گیگابایت رم هم قادر به اجرا کردن ویندوز 8 می باشد.
• در رابط کاربری، تمام اجزا به خوبی با پوشش مترو هماهنگ شده اند. مایکروسافت رابط مترو را به عنوان یک جزء هسته ای این سیستم عامل به کار برده است.
• هم اپلیکیشن های تحت مترو و هم اپلیکیشن های کلاسیک ویندوز، در اپ استور مایکروسافت به فروش خواهند رسید.
• دستگاه های مجهز به ویندوز هشت به NFC هم مجهز شده اند. آن ها را به هم بزنید تا اطلاعات را به سادگی دریافت یا ارسال کنید.
• می توانید پسورد خود را مانند تلفن های اندرویدی با یک امضای لمسی وارد کنید.
• اپلیکیشن ها می توانند با یک دیگر ارتباط برقرار کرده و هم را درک کنند! البته اگر برای این کار نوشته شده باشند.
• نرم افزار آنتی ویروس داخلی هم در ویندوز 8 قرار خواهد گرفت.
• نسخه ویندوز 8 برای تبلت ها مجزا از نسخه دسکتاپ نیست.
• هنوز معلوم نیست چند ویرایش مختلف (مانند خانگی، حرفه ای و ...) از ویندوز هشت عرضه خواهند شد.
• دستگاه های مبتنی بر ARM هم همگی پشتیبانی می شوند. البته نه در نسخه پیش نمایشی که برای دانلود آماده شده است.
بنیانگذار "ویکی پدیا" با ابراز نگرانی نسبت به مرگ زودهنگام این دانشنامه آزاد آنلاین اظهار داشت: هیچکس حاضر نیست آن را به روز کند.
در شرایطی که تنها 10 سال از عمر ویکی پدیا می گذرد این دانشنامه آزاد آنلاین درحال نابودی است. "جیمی ولز" در کنفرانس سالانه ویکی پدیا با ابراز نگرانی از این مسئله گفت: "هیچکس حاضر نیست ویکی پدیا را به روز کند."
اساس این سایت برپایه اطلاعاتی است که هر کاربر می تواند در یک موضوع و مقوله خاص به روز کند و یا بنویسد، اما اکنون به نظر می رسد تعداد همکارانی که این به روزرسانی ها را انجام می دهند به شدت کاهش یافته است.
بنیانگذار ویکی پدیا افزود: "ما درحال ساماندهی تعداد ویرایشگرهای خود نیستیم. به نظر من این مسئله، یک بحران وخیم نیست اما بسیار مهم است."
همکاران قدیمی که همیشه اطلاعات خود را برای غنی شدن ویکی پدیا ارائه می کردند تا این سایت را به یک منبع مهم اطلاعاتی روی وب تبدیل کنند پیر شده اند، ازدواج کرده اند، خانواده تشکیل داده اند و دیگر زمان خود را به کارهای دیگری اختصاص می دهند.
براساس گزارش وب نیوز، زمانی که در سال 2001 ویکی پدیا عرضه شد خانه ای بود که به وب ایده ساخت یک منبع جدید اخبار در دسترس و کاملاً رایگان را ارائه می کرد.
امروز یک دهه از تولد این دانشنامه آنلاین آزاد جهانی گذشته است و به نظر می رسد که اشتیاق اولیه در به روزرسانی اطلاعات آن از بین رفته است.
یکی از علل این عدم اشتیاق، شبکه های اجتماعی هستند. به طوریکه سایتهایی چون فیس بوک و توییتر تمام انرژی نوجوانانی که زمانی با ویکی پدیا همکاری می کردند را جذب کرده اند.
ایران تکنولوژی اعمال محدودیت در اینترنت را در اختیار دارد و برنامههای آن نسبت به 2سال پیش بسیار هوشمندتر شدهاند و چشمگیرترین شاخص در افزایش قابلیت فن آوری ایران، حمله استراتژیک و هدفمند به یک برنامه نرم افزاری به نام تور (Tor)، میباشد.
به گزارش مشرق، لیزا دافتری، نویسنده آمریکایی با اشاره به جنگ رسانه ای غرب در جریان انتشار فیلم کشته شدن نداآقاسلطان در سال 88 و استفاده از انتشار ویروسیِ اینترنتی آن پس از انجام این قتل، در مقاله ای در وبگاه فاکس نیوز می نویسد: پس از این اتفاق ایران به سمت اعمال محدودیت در اینترنت حرکت کرده است. اگرچه ممکن است ایران قادر به واردات تجهیزات جاسوسی سایبری نباشد، اما با توجه به گزارش های اخیر از دولت ایران، این کشور در حال افزایش تواناییهای خود برای نظارت بر اینترنت است. بسیاری اعتقاد دارند که تهران بومی سازی تولید فن آوریهای جاسوسی را آغاز کرده است.
وی افزود: این گزارش که هفته گذشته توسط بخش تحقیقات کنگره، دفتر پاسخگویی دولت، صادر شده است، در ردیابی فروشندگان فن آوریهای سطح بالای ارتباطات جاسوسی به ایران ناموفق بوده است. با این حال، کنترل اعتراضات اخیر توسط دولت نشان داد، که مقامات ایران از تجهیزات نظارتی پیچیدهای برای کنترل مخالفین آنلاین استفاده میکنند.
پس از چهار ماه مطالعه، نتایج اعمال تحریمهای گستردهتر علیه دولت ایران در جولای 2010، توسط دولت ایالات متحده، با هدف ممانعت از تجارت شرکتهای صادر کننده فن آوریهای حساس به ایران اعلام شد.
این سؤال مطرح است که آیا این فن آوریهای ارتباطی از خارج از کشور خریداری شده و یا توسط خود ایرانیان توسعه یافته، و دولت در دفاع از انقلاب در برابر مخالفان سایبری به خودکفایی رسیده است؟
بعد از شورشهای انتخابات ریاست جمهوری ایران از سال 2009، اقدامات دولت برای مقابله با مخالفان به اینترنت و شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک، توییتر و یوتیوب، و سایتهای وبلاگ نویسی، به عنوان موثرترین و عمومیترین راه برای اتحاد و سازماندهی علیه حکومت، نیز کشیده شد.
وی در ادامه مقاله اش در فاکس نیوز افزوده است: آستین هیپ، مدیر اجرایی مرکز تحقیقات سانسور و از فعالین توسعه فن آوریهای افزایش آزادی اینترنت، در این باره می گوید: "من فکر نمیکنم آنها به خودکفایی کامل رسیده باشند، اما با توجه به مطالعه کتابهای راهنمای دولت ایران میتوانم بگویم که آنها قطعا در حال تولید این تکنولوژی در ایران میباشند."
مدت کوتاهی پس از انتخابات سال 2009 ایران، هیپ، برنامه نویس 26 سالهای که در شمال کالیفرنیا زندگی میکند، ایرانیان را در مورد چگونگی استفاده از سرورهای پروکسی (فیلترشکن) برای دسترسی به سایتهای اینترنتی مسدود شده، آموزش داد. او پس از مطالعه تکنولوژی دولت ایران، نرم افزاری را طراحی کرد که امکان کدگذاری دادهها و پنهان سازی فعالیتهای اینترنتی را فراهم میساخت.
"من فکر نمیکنم شرکتی این تجهیزات سانسور را بطور کامل در اختیار آنها قرار داده باشد. این تجهیزات دارای سه قسمت میباشند. قسمتی از آن فناوری است که آنها اکنون در اختیار دارند؛ بخش دیگر برنامههایی است که باید از کشور دیگری تامین شود، و هر روز هم بهتر میشوند. اگر شما از سال 2009 تاکنون به آنها نگاه کنید، آنها بسیار هوشمندتر شدهاند."
چشمگیرترین شاخص در افزایش قابلیت فن آوری دولت، حمله استراتژیک و هدفمند به یک برنامه نرم افزاری به نام تور (Tor)، یک برنامه عادی که در سال 2009 در تظاهراتهای مردمی استفاده میشد، میباشد.
این برنامه، برای اتصال امن به اینترنت از طریق شبکههای خصوصی با توانایی پنهان کردن آدرسهای آی پی، توسط آژانسهای دولتی ایالات متحده تولید و توسعه یافته بود. دانلود این نرم افزار رایگان بوده و قادر به کدگذاری سابقه پیامها و مرورگر میباشد.
تور برای مقابله با یک نوع رایج از نظارت اینترنتی موسوم به "تجزیه و تحلیل ترافیک"، که میتواند منبع و محل یک کاربر را ردیابی نماید، طراحی شده بود.
این نویسنده آمریکایی، همچنین می نویسد: تور در بهترین حالت خود، قادر بود حدود 250000 کاربر که همزمان به شبکه آن متصل شده بودند را از فناوری نظارتی محافظت نماید. تعداد کاربران در ایران پس از اغتشاشات به بیش از دو برابر افزایش یافت.
در اوایل ژانویه سال جاری، بیش از 95 درصد از اتصالات شبکه تور، توسط مرکز خدمات پهنای باند در ایران منهدم شد. به گفته کارشناسان، دولت ایران سالها برای رهگیری و از کار انداختن این برنامه تلاش کرده است.
هیپ می افزاید: "ایجاد وقفه در این فن آوری، چیز شگفت انگیزی نیست. مشکل در سرعت انتقال پیامها میباشد، مثل اداره پست که برای اطلاع از محتوای نامهها آنها را باز میکند. تصور کنید این کار یک میلیون بار در ثانیه اتفاق میافتد. آنها مجبور نیستد چیز جدیدی کشف کنند؛ کافی است هزینه بیشتری کرده و سرعت انجام این کار را افزایش دهند."
دولت ایران در تلاش گسترده برای کنترل مخالفین جمهوری اسلامی در جریان "جنگ نرم" و مقابله با نفوذ و تاثیر افکار و ایدههای خارجی، تهاجمیترین تاکتیک خود را در اوایل سال جاری، با برنامه اینترنت ملی و قطع دسترسی ایران به اینترنت جهانی(؟) از اوایل اوت و به موازات آن راه اندازی یک شبکه قانونی اسلامی یا "حلال" را اعلام کرد، که دولت را به مسدود نمودن سایتهای مخالفین ایران قادر میسازد.
اگرچه کارشناسان میگویند که ممنوعیت کامل خدمات اینترنتی پهن باند در سراسر ایران، به نظر کار بسیار جسورانهای میآید، اما گزینه استفاده از سیستم شبکهای دوگانه به طور کامل امکان پذیر بوده و در کوبا و کره شمالی اجرا شده است.
وی همچنین می نویسد: در پاسخ به افزایش اعمال محدودیت در ارتباطات، وزارت امور خارجه آمریکا، 2 میلیون دلار کمک مالی به پروژه دسترسی ایمن به اینترنت قابل حمل از طریق تلفنهای همراه توسط مخالفین در ایران اختصاص داد. این سیستم مستقل، به نام "اینترنت چمدانی" به طور مخفیانه قابل حمل بوده و به راحتی میتوان آن را از مرزهای حساس نیز رد نموده و به سرعت یک ارتباط بیسیم را با آن برقرار کرد. این فناوری برای عبور از سانسور و قطع ارتباطات، توسعه یافته است.
هفته گذشته، رضا تقی پور، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات ایران، اعلام کرد که ایران آماده مبارزه با طرح اینترنت چمدانی، که آن را طرح "تروریسم سایبری" آمریکا خواند، میباشد.
اینترنت چمدانی بر اساس یک فناوری بیسیم و تقریبا بصورت غیرقابل رهگیری، برای عبور از محدودیتهای ارائه دهندگان خدمات اینترنتی در ایالات متحده و سراسر جهان، ساخته شده است. تنها راه برای مقابله با آن استفاده از دستگاههای مسدود کننده (جمر jammer) با فرکانس رادیویی بالا است.
هیپ می گوید: "آنها نمیتوانند به طور کامل ارتباط را قطع کنند، چرا که برای کارهای بانکی و دولتی خود به آن احتیاج دارند."
وی در انتها می افزاید: "اگر شما منبع ایجاد ارزش اقتصادی را مختل کنید، با مشکل بزرگتری روبرو خواهید شد، دولت ایران نیز از این موضوع مطلع است."
پیش از این سایت azgomi.ir تحت عنوان یادداشت هایی از دنیای فن آوری اطلاعات فعالیت محدودی داشت. توفیق حاصل شده است تا با مساعدت همکاران اینجا را تحت همان عنوان دوباره از سر گیرم. امیدوارم این بار تداوم داشته و با اطلاعات بروز دنیای فن آوری اطلاعات مورد اقبال و استقبال فعالان و علاقمندان فن آوری اطلاعات قرار گیرد.
اینجا بصورت گروهی بروز خواهد شد. افراد علاقمند می توانند با به آدرس ایمیل ADMIN@DANESHVARAN.COM در تماس باشند.
